• tags

  • چت , چت روم تهران , چت روم , چت فارسی , چت روم ایرانی , چت روم اصلی , اتاق چت چت و گفتگو , گپ و گفتگو , چت روم ایران ,عکس , تصاویر ,پاتوق سرا, تصویر , چت ایرانی , عکس های ,دی جی چت , چتروم , چت رم ,پاتوق چت
    صفحه ی اصلی فروشگاه چت روم
    پاتوق سرا

    اعترافات سرایه‌دار قاتل: آدمکشی از ترس آبرو ! /عکس
    برچسب ها : , , , , , , , , ,

    نظافتچی خانه که پس از سرقت طلاهای صاحبخانه پیر، وی را از پا درآورده و گریخته بود دیروز پس از مدت‌ها بازداشت به قتل پیرزن اعتراف کرد.

    به گزارش خبر نگار تهران‌امروز اوایل اسفند ماه گذشته اهالی یک مجتمع آپارتمانی در مجیدیه شمالی طی تماسی با ۱۱۰ پلیس را از کشف جسد خونین یکی از همسایگان خود با خبر کردند.

    بقیه در ادامه مطلب …

    در آپارتمان باز بود

    با حضور ماموران کلانتری در محل دختر جوانی که خود را فرزند پیرزن مقتول معرفی می‌کرد گفت: من و مادرم با یکدیگر زندگی می‌کنیم. من در یک شرکت خصوصی مشغول کار هستم و هر روز راس ساعت ۸ صبح از خانه خارج و حدود ۵ بعد ازظهر به منزلم بر می‌گردم.

    امروز حدود ساعت ۵ بعد ازظهر وقتی برگشتم هر چه زنگ را زدم مادرم در را باز نکرد. به همین خاطر زنگ همسایه‌ها زدم و از آنها خواستم در آپارتمان را به رویم باز کنند.

    پس از ورود به داخل آپارتمان و مشاهده در واحدمان که باز بود ابتدا گمان بردم مادر به آپارتمان یکی از همسایه‌ها رفته و به همین خاطر در را باز گذاشته است. اما تا پایم را به داخل گذاشتم متوجه به هم ریختگی اسباب و اثاثیه منزل شدم.

    لحظاتی بعد هم صحنه فجیعی را دیدم و آن جسد غرق در خون مادر بود که روی فرش افتاده و خون او هم کف اتاق خواب را قرمز کرده بود.بالای سرش که رفتم و تنفسش را چک کردم متوجه فوت ‌شدن او شدم.

    با انتقال جسد مقتول به پزشکی و اعلام نظریه پزشکی قانونی مشخص شد که وی بر اثر اصابت ضربات متعدد جسم برنده به ناحیه شکم، سینه و گردن به قتل رسیده است.

    گم شدن انگشترهای مادرم

    با آغاز تحقیقات از محل جنایت بار دیگر دختر جوان پیش ماموران آمد و از سرقت طلاهای مادرش خبر داد: با بررسی اسباب و اثاثیه خانه دریافتم سه انگشتر طلای مادرم به همراه لپ تاپ من به سرقت رفته است.

    در همین حال تیم بررسی صحنه جرم هم به افسر پرونده گزارش دادند که قاتل یا قاتلین به احتمال فراوان از آشنایان مقتوله هستند چرا که در خانه بدون هیچ تخریبی باز شده است.

    کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود از اهالی مجتمع آپارتمانی محل کشف جسد اطلاع پیدا کردند که جوانی حدودا ۳۰ ساله، در طول هفته چند بار برای انجام کارهای شخصی مقتول به آن خانه مراجعه و منزل وی را تمیز می‌کند.

    دختر مقتول در این باره به کارآگاهان گفت: « از حدود یک هفته پیش و برای انجام امور خانه از قبیل خرید و نظافت، جوانی به نام «اسماعیل. ع» را به عنوان خدمتکار منزل مادرم استخدام کردیم. هر روز پس از پایان کار مادرم با او تسویه می‌کرد و کارمزد وی را پرداخت می‌کرد. اسماعیل توسط یکی از بستگانمان که در کار ساختمان سازی است به ما معرفی شده است و ما شناخت چندانی نسبت به وی نداشتیم اما با توجه به تایید وی توسط آشنایمان به او اعتماد کردیم.»

    کارآگاهان در ادامه با شناسایی معرف جوان خدمتکار به نام«علیرضا. گ» به تحقیقات از وی پرداختند که او در اظهارات خود گفت: «چند سالی است که به عنوان پیمانکار ساختمانی مشغو ل به کار هستم و به واسطه شغلم با «اسماعیل. ع» آشنا شدم. از آنجایی‌که وی از شهرستان به تهران آمده و مکانی برای استراحت نداشت او را به عنوان سرایدار و نگهبان ساختمان‌های در حال ساخت، استخدام کردم و پس از گذشت مدتی نیز به وی اطمینان پیدا کردم.»

    تصاویر انگشترهای مادرم را ببینید

    کارآگاهان اداره دهم با به دست آوردن این اطلاعات با تهیه چهره فرضی اسماعیل و تحقیقات از اهالی مجتمع مسکونی اطمینان پیدا کردند که اسماعیل در ساعت ۱۰:۴۵ روز جنایت در آپارتمان رویت شده است.

    آنها بلافاصله محل زندگی وی را در یک واحد مسکونی در حال ساخت مورد شناسایی قرار دادند اما پس از مراجعه به آنجا دریافتند اسماعیل از روز قتل دیگر به محل سکونت خود برنگشته است.

    با توجه به ناپدید شدن ناگهانی اسماعیل، کارآگاهان شناسایی و دستگیری وی را در دستور کار خود قرار دادند.

    در ادامه تحقیقات تخصصی، اطلاعاتی در اختیار قرار گرفت که نشان می داد مرد جوانی حدودا ۳۰ ساله با مشخصات ظاهری اسماعیل در یکی از شرکت های ساختمان سازی، به عنوان سرایدار، مشغول به کار شده است ؛ بلافاصله با شناسایی این محل در منطقه اختیاریه، کارآگاهان پلیس به این محل مراجعه و موفق به شناسایی و دستگیری مظنون شدند.

    در بازرسی از محل زندگی اسماعیل در ساختمان نیمه کاره سه عدد انگشتر طلای زنانه کشف شد که اسماعیل در اظهارات اولیه خود مدعی شد که طلاها را خواهرش به او داده تا پس از به فروش رساندن آنها، پول طلاها را برای او در شهرستان بفرستد.

    با انتقال متهم به اداره دهم و آغاز تحقیقات وی همچنان مدعی بیگناهی خود بود تا اینکه با حضور دختر مقتول در پلیس آگاهی، وی با شناسایی اسماعیل به عنوان خدمتکار منزل مادرش گفت: اطمینان دارم که این انگشترهای طلا متعلق به مادرم است و برای آنکه ادعای خود را ثابت کنم می توانم چندین عکس از مادرم را که این انگشترها را به دست دارد به شما نشان دهم.

    از ترس آبرویم آدم کشتم

    با توجه به شناسایی انگشترهای به‌دست آمده متهم سرانجام روز ۲۳ فروردین جاری لب به اعتراف گشوده و این طور گفت: «نزدیک یک هفته بود که به عنوان خدمتکار در منزل مقتول مشغول به کار شده بودم ؛ قرار بود تا در طول هفته دو یا سه بار به خانه وی مراجعه کرده تا در صورت نیاز اقدام به انجام امور خانه وی از قبیل نظافت و یا خرید نمایم و هر روز نیز در پایان کار دستمزد همان روز را دریافت می کردم.»

    روز قتل برای خانه تکانی پایان سال به خانه مقتول آمده بودم و مشغول نظافت اسباب و اثاثیه داخل خانه شدم که ناگهان چشمم به صندوقچه‌ای افتاد که پس از باز کردن در آن مقدار زیادی طلا در آن مشاهده کردم. یک لحظه برق طلاها مرا کور کرد و به تصور اینکه با کم شدن چند انگشتر طلا، پیرزن متوجه موضوع نخواهد شد سه انگشتر را از داخل صندوقچه برداشتم. همان موقعی که مشغول مخفی کردن سه انگشتر بودم پیرزن وارد اتاق شد و انگشترها را در دستانم مشاهده کرده و متوجه قصد و نیت من برای سرقت طلاها شد.

    وی به سمت تلفن رفت و گفت موضوع را به علیرضا معرف من خبر می‌دهد از ترس با خبر شدن معرفم یک مرتبه چاقویی را که روی پیشخوان بود، برداشته و چندین ضربه به وی زدم. بعد هم به سرعت خانه را ترک کردم.


    این صفحه را به اشتراک بگذارید

     تاریخ فروردین ۲۶م, ۱۳۹۰ با موضوع اخبار روز   255  ,   بدون نظر
    ارسال نظر




    تمامي حقوق براي پاتوق سرا محفوظ مي باشد | طراحی و کدنویسی : علی هدشی
    صفحه اصلي | انجمن | فروشگاه | تبليغات | تماس با ما
    پشتيباني توسط سرور ها